مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد
تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد! از آن
به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد. ولی زن همچنان مشغول خرید بود
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد
تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد! از آن
به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد. ولی زن همچنان مشغول خرید بود
آنگاه که نگاه کردن به عقب حاصلی جز شکست بدنبال ندارد و در ان هنگام که از نگاه کردن به
جلو واهمه داری میتوانی به یکی از دو طرف نگاه کنی تا ببینی بهترین دوستت آنجا کنارت
ایستاده...
نابینا و ماه
نابینا به ماه گفت : دوستت دارم .
ماه گفت : چطوری ؟ تو که نمی بینی
نابینا گفت : چون نمی بینمت ، دوستت دارم .
ماه گفت : چرا ؟
نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت ، عاشق خودت
هستم .
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم...
اگر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ...
دیدن بارون از توی اتاق آدم رو وادار می کنه که اگر هم بلد نیست شعر بگه بره دنبال شعر هائی که در مورد بارون گفته شده
راستش ناخودآگاه رفتم دنبال شعر سهراب سپهری
واژه را باید شست
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد
با همه مرد شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
البته اگه زیر بارون بودم و خیس می شدم مطمئنا در مورد آفتاب شعر براتون میگفتم
چشمها را باید شست
با فنجانی چای
باران را از پشت پنجره می باید دید
براستی چه خوش هستند کسانی که در همه احوال با خدایند و بالاترین لذت نصیبشان گشته
است درک لذت با خدا بودن فقط و فقط در گرو حرکت به سوی اوست
گرچه راه سختی پیش رو است اما ارزش رفتن دارد
پس تا پای رفتن هست باید رفت
شاید فردا دیر باشد . . .
حضرت علی ع فرمودند :
ما لابن آدم والفخر اوله نطفه و آخره جیفه
چه نسبتی میان انسان و غرور است. انسانیکه اولش از نطفه ای نجس و آخرش لاشه ای بدبوست.
چند روزی مهمانیم و بس.
پس چرا غرور ؟
همه داشته هایمان از اوست - پس غرور به کدامین داشته؟
به آنچه که توسط او به ما ارزانی گشته است؟
هیهات هیهات !!!